anthropology

فرهنگ مالیات در کسب‌وکار

فرهنگ مالیات در کسب‌وکار

ماتیاس کلستاد [۱]فوق لیسانس انسان­‌شناسی از دانشگاه کپنهاگ دانمارک است.  او سال­‌ها به عنوان مدیر تجربه­‌ی خرید[۲] در ایکیا فعالیت کرده و هم اکنون به عنوان کارشناس توسعه کسب و کار با شرکت Norsk Tipping  همکاری می‌کند.  ماتیاس کلستاد از مطالعه­‌ی موردی خود در این شرکت می­‌گوید. برای درک بیشتر ارائه‌­ی او باید بدانیم Norsk Tipping چه شرکتی است. Norsk Tipping در سال ۱۹۴۸ شروع به کار کرد. این شرکت متعلق به دولت نروژ است و توسط وزارت فرهنگ نروژ اداره می‌شود. ترجمه­‌ی لغوی  Norsk Tipping به معنای “قمار نروژی” است. حوزه­‌ی کاری آن  ارائه­‌ی انواع قمار و بازگشت سود حاصل از فعالیت شرکت به بخش ورزش و فرهنگ نروژ است. قمار برای نروژ حائز اهمیت است  زیرا یک­‌سوم جمعیت این کشور، حدود ۲ میلیون نفر قمار می‌­کنند. هدف ماتیاس کلستاد از این سخنرانی، ارائه‌­ی معانی جدید از مالیات با بررسی قمار و نحوه­‌ی نهادسازی آن در نروژ است. به طور کلی تصور از مالیات : پولی است که باید پرداخته شود پرداخت مالیات از نظر اخلاقی خوب و پسندیده است معمولا درمورد آن با همسایه، حتی خانواده و دوستان نزدیک صحبتی نمی‌­شود در نروژ مالیاتی که از قمار گرفته می‌شود در بخش ورزش، فرهنگ و کمک­‌های بشردوستانه مصرف می‌­شود. این مبلغ حدود پانصد میلیون یورو بوده است. دلایل نروژی­‌ها برای قمار کلستاد از گفت‌­و­گوهای خود با مطلعان درباب دلیل قمار گفت. مهم‌ترین دلایل، آرزو، امید، منطقی (انجام کار درست) و اعتماد بسیار بالا به دولت (چون سود حاصل از آن به جامعه برمی­‌گردد) ذکر شد. واقعیت ماجرا در بسیاری از موارد بین خواست و آنچه که در واقعیت انجام می­‌شود فاصله­ وجود دارد. در واقعیت اکثر نروژی‌­ها با پول حاصل از قمار وام­‌هایشان را پرداخت می­‌کنند، خانه‌های زیبا و لوکس می‌­خرند، پول را درحساب بانکی می­‌گذارند و عده­‌ای هم از کار خود استعفا می­‌دهند. پرداخت مالیات از نظر نروژی‌­ها آن­­­‌ها پرداخت مالیات را در ۳ کلمه خلاصه می‌­کنند: جالب، قانونی، داوطلبانه [۱] Mathias Kolstad [۲] Easy Buying Manager

anthropology

اجلاس جهانی انسان‌شناسان کسب وکار۲۰۲۱

اجلاس جهانی انسان‌شناسان کسب وکار۲۰۲۱

اجلاس جهانی انسان­‌شناسان کسب وکار هرسال در یک شهر برگزار می­‌شود. به علت شیوع بیماری کرونا  این اجلاس در سال ۲۰۲۰ برگزار نشد و امسال برای اولین بار خارج از ایالات متحده‌­ی امریکا و به میزبانی دانشگاه آزاد برلین به صورت مجازی برگزار شد. در این گردهمایی مفاخراین حوزه – خواه با پیشینه­‌ی تحصیلی انسان­‌شناسی خواه نه – از تجربه‌­ی کاربرد تفکر و روش‌­شناسی انسان­‌شناختی در کسب و کارهای خود می‌­گویند. آن­ها در سمت­‌های شغلی همچون مدیر مارکتینگ، مدیر برند، مدیر و مشاور بخش تجربه کاربری، طراحی محصول، منابع انسانی و… فعالیت می‌­کنند. هدف از این گردهمایی­‌ها صحبت از تجربیات در حوزه ی کسب و کار،پرداختن به چالش‌های آن و تصویر آینده است. انسان­‌شناسی کسب و کار سعی دارد آینده­‌ی سالمی را برای انسان­‌ها و محیط زیست فراهم کند. با ادغام بینش­‌های انسان­‌شناختی ، کسب و کارها از فرصت نوآوری در توسعه­‌ی محصولات، تنوع و دربرگیرندگی، فرهنگ ایمنی، تجربه‌­ی کاربری و… استفاده می­‌کنند. هدف از اجلاس ۲۰۲۱ افزایش آگاهی در مورد نقشی است که می‌تواند توسط انسان‌شناسان و دانشمندان علوم اجتماعی در کسب و کارها برای ارائه خدمات بهتر ایفا شود و توسعه­‌ی پایدار و انسان­‌محور را در هسته‌ی اصلی کار خود داشته باشد. از اینرو سخنرانان به بررسی مدل­‌هایی که در آینده توسط کسب و کارها به کار برده خواهد شد، کاوش در ترند­ها، محرک­‌ها و تغییرهای فرهنگی و نقش مالیات در شکل دهی به تصمیمات تجاری پرداختند. در این اجلاس به انسان‌محور بودن مدل های تجاری که نیازهای کره­‌ی زمین را نیز دربرگیرد توجه ویژه‌­ای شد. امسال فرصت شرکت در این گردهمایی را داشتم. در ادامه بخش‌­هایی که از نظرم جالب و شنیدنی بودند را می‌­نویسم.

anthropology

چگونه نظریات انسان‌شناختی در کسب و کار استفاده می‌شوند؟

چگونه نظریات انسان‌شناختی در کسب و کار استفاده می‌شوند؟

فرآنس بوآس (۱۹۴۲-۱۸۵۸) یکی از پیشگامان انسان‌شناسی مدرن تلقی می‌شود. او دو نظریه‌ی مهم دارد: خاص گرایی تاریخی: هر جامعه نمایشی جمعی از گذشته‌ی منحصر به فرد تاریخی خود است. نسبی گرایی فرهنگی: باورها، ارزش‌ها و عملکردهای هر شخص تحت تاثیر فرهنگ است و نمی توان آن را با معیارهای دیگر سنجید. با استفاده از نظریه‌ی نسبی‌گرایی فرهنگی فرآنس بوآس در کسب و کار، اهمیت دوری از رویکردهای جهان گرایی  و درک تفاوت‌های ظریف در فرهنگ‌ها و شیوه‌های کسب و کار را درک می‌کنیم.

anthropology

کسب‌ مهارت‌های جدید برای یافتن شغل

کسب‌ مهارت‌های جدید برای یافتن شغل

  سال ۲۰۲۰ بزرگترین اتفاق زندگی ما را رقم زد. پاندمی کووید ۱۹ پیامدهای بسیاری با خود به همراه داشت. شرایط سیاسی و اقتصادی را دگرگون کرد. بزرگترین و مطمئن ترین صنایع ( مثل صنعت هواپیمایی و گردشگری) را به ورشکستگی کشاند و بسیاری بیکار شدند اما برخی دیگر پررونق تر از قبل به کار خود ادامه دادند و دیده شدند(مثل IT). سال آینده میلادی مبهم تر از امروز است. هنوز چشم انداز دقیقی از ضربه ای که به اقتصاد خورده در دست نیست. هنوز راه روشنی برای ۲۰۲۱  تصویر نشده است. در این میان برخی فانوسهایشان را روشن کرده اند. هرچند نور فانوس روشنایی زیادی ندارد اما با اتکا به روشنایی فانوس میتوان قدم برداشت. انجمن انسانشناسی امریکا وبینارهایی  با موضوع پیدا کردن کار در دوران کرونا برگزار کرد. مطالبی که در این وبینار مطرح شد بیشتر برای انسانشناسانی که در امریکا زندگی می کنند کاربرد دارد. اما می توان با کمک مطالب مطرح شده استراتژی کلی برای یافتن کار طراحی کرد. فارغ التخصیلان رشته انسان شناسی در دو شاخه کلی آکادمیک و غیر آکادمیک مشغول به کار میشوند. برای اشتغال در شاخه ی غیر آکادمیک( بخش خصوصی و دولتی، موسسات غیر انتفاعی و مستقل) باید خلاق بود. باید یک بار دیگر بررسی کرد که در زمان تحصیل چه مهارتهایی را آموخته ایم و این مهارت ها در چه حوزه ای می توانند کاربردی باشند.بخش منابع انسانی، استراتژِی مارکتینگ، UX researcher و…)  با جست و جو در اینترنت می توان انسان شناسان بسیاری را پیدا کرد که در این حوزه ها فعالیت میکنند و رزومه و پروژه های تحقیقاتی خود را به اشتراک می گذارند. با مطالعه داستان هر یک از آنها می توان دریافت که آیا تمایلی به فعالیت در این حوزه ها دارید یا خیر و برای فعالیت در این حوزه ها آیا نیاز به یادگیری مهارت جدیدی هست؟ نکته مهم درپیدا کردن کار دیده شدن و ساخت شبکه ارتباطی است. به این موضوع از زاویه اتنوگرافی نگاه کنید. در چه حوزه ای تمایل به کار دارید؟  زبان بازار کار در شهر و یا کشور شما چیست؟ نیاز و فقدان کارفرمایان در این حوزه چیست؟ با چه ابزاری یا دانشی می توانید آن ها را قانع کنید که به مهارتهای شما نیاز دارند؟ آیا باید به زبان آمار با آنها صحبت کنید؟ یا با زبان سود؟ برای آن ها تشریح کنید که استفاده از مهارت های شما چه سودی برای کسب و کار آن ها به ارمغان می آورد یا از جه زیانی جلوگیری می کند؟  شبکه های اجتماعی تبدیل به  جزئی جداناپذیر از زندگی ما شده اند. بسیاری از شرکت ها از این شبکه ها برای بازاریابی ئ ارتباط با مخاطب استفاده میکنند و کارشناسان منابع انسانی در کنار مطالعه ی رزومه به بررسی شبکه های اجتماعی نیز می پردازند.از این شبکه ها برای دیده شدن استفاده کنید. هر کدام از شبکه های اجتماعی مخاظبان مختص به خود را دارد و شما با توجه به مخاطبان هدف تولید محتوا کنید. لازم نیست در همه ی شبکه های اجتماعی حضور پررنگ داشته باشید. با توجه به کشوری

anthropology

جسته و گریخته : روایت دوازدهم

 آخرین روایتم به آذر ۹۷ برمی‌گردد.زمان زیادی گذشته و اینجا ساکت مانده بود. من ساکت مانده بودم. آخرین محل کارم در ایران را به نیت کار کردن کنار شخصی انتخاب کردم که فارغ التحصیل رشته‌ی انسان شناسی و مدیر منابع انسانی بود. قرار بود با هم پروژه‌ها را با رویکرد انسان‌شناختی پیش ببریم. مصاحبه با مدیران منابع انسانی شرکت‌های معروف ایرانی و پرداختن به موضوعاتی مثل: ساختار جذب و استخدام، تبعیض و خشونت در شرکت‌ها و مدیریت تغییر. پس از مدت کوتاهی هم خودش  و هم  مدیرعامل اعلام کردند که او شرکت را ترک می‌کند. مدیر عامل گفت که او در جریان بوده است و قول داده بود در مدت توافق شده تغییر و تحولی به وجود آورد. اما این اتفاق رخ نداده است. گفت نتیجه‌ی حضور کوتاه من را می‌بیند اما نتیجه حضور دو سال و نیمه‌ای او را نمی‌بیند.من حس خنجر از پشت خوردن داشتم. از خودم می‌پرسیدم  که اگر چنین قراری با مدیرعامل داشت، اگر قرار بود نباشد، چرا به من وعده و وعید داد؟ ناراحت، عصبانی و بد خلق شدم. هیج کدام از صحبت‌هایی که از ابتدا با هم کرده بودیم طبق روال پیش نرفت. یک روز او دیگر نیامد. نمی‌دانم فرآیند تحویل کار به نفر بعدی چطور انجام شد اما به سادگی دیگر نیامد. من پر از خشم بودم. حس می‌کردم بازی خورم که البته در آن شرایط اهمیتی نداشت. پروسه‌ی مهاجرت سرعت گرفته بود. پر از سوال بودم و فقط می‌خواستم این روزها و زمان‌های نا آشنا بگذرد. چه زمانی باید برنامه خود را  به شرکت اعلام می‌کردم؟ اگر ویزا ندهند، چی؟ موعد مصاحبه‌ی سفارت اواخر اسفند بود. شرکت، مذاکره برای سال بعد را از اواخر بهمن ماه آغاز می‌کرد. یک ماه و نیم زودتر به مدیرم اعلام کردم. کمی بعد با مدیر منابع انسانی برای سال آینده مذاکره کردیم. کشور در شرایط خوبی نبود و گفت برای سال بعد و تا اطلاع ثانوی افزایش حقوق ندارند. پیش‌تر از فرآیند مهاجرت من باخبر شده بود. با هم به توافق رسیدیم که در صورت حضور در ایران با هم همکاری کنیم.  ۵ فروردین اولین روزکاری ۱۳۹۸ بود. تعدادی از همکاران و من پیامی دریافت کردیم. تعدیل شدیم. شگفت زده بودم. باورکردنی نبود. بدون مقدمه و با وجود توافق قبلی در اولین روز کاری سال جدید تعدیل شدیم. عصبی و ناراحت بودم. در گذر  روزهای پایان سال و ۴ روز از سال جدید جه اتفاقی افتاده  که اینطور معادلات را عوض کرده است؟ فایل‌هام مرتب و طبقه بندی شده بودند. همان روز همه را تحویل دادم و خداحافظی کردم. اتفاق تلخی بود. تعدیل من بهتر از تعدیل هر کس دیگری بود. من وضعیت نامعلومی داشتم و ریسک کرده بودم. من و “او” هر دو شاغل  و منتظر جواب سفارت بودیم. من مسئول شرایطم بودم. اما بقیه؟ آن‌هایی که مسئولیت مالی یک خانواده را بر عهده داشتند در فروردین چطور کار پیدا کنند؟ سیل‌های ویرانگری در کشور رخ می‌داد. هر روز از یک گوشه خبر ویرانی می‌آمد. مضطرب بودم  و مرتب ایمیلم را چک می‌کردم و با خودم می‌گفتم من ؟ من تعدیل شدم؟! تلخ بود، می‌خندیدم و

anthropology

اولین روز ، اولین روایت

اولین روز ، اولین روایت

آنقدر اطمینان نداشتم. بین شغل،پول و علاقه ، شغل و پول را انتخاب کردم و ۴ سال دوره لیسانس را مدیریت خواندم.  اگر مسیر زندگی به دل آدم نباشد پیش نمی رود مثل من که پیش نرفتم و به علاقه ام بازگشتم. به انسان شناسی! کارشناسی ارشد را انسان شناسی خواندم و راه سومی را یافتم. انسان شناسی کاربردی. گرایشی که مفاهیم آکادمیک را به محیط کار می آورد. بعد از دفاع پایان نامه کارشناسی ارشد دنبال کار گشتم و به عنوان کارشناس محتوا در یک مجتمع آموزشی مشغول به کار شدم. مجتمع آموزشی که مدارس آن برند هستند و ۲۱ مدرسه دارد. روز اول کاری سختترین روز بود. آن هم برای من  که تا به حال تجربه کاری ثابت نداشته ام. نیم ساعت زودتر به محل کاررسیدم و منتظر شدم. راس ساعت وارد محل کار شدم. و تجربه جدید من با ساخت کانال تلگرام و اینستاگرام شروع شد. شدیدا مضطرب بودم و هیچ تمرکزی نداشتم. هر لحظه جمله‌هایی می شنیدم که لحن تحقیر آمیزی داشت.  آن زمان فکر می کردم «حقم هست! چرا تا امروز تجربه کاری نداشتم؟» هر بار با خودم می گفتم « تو قرار گذاشتی با خودت تا تجربه کنی، کم نیار» اما جمله بعدی بلند تر شنیده می شد: « خانووووم! شما نمی دونید که باید بعد از ویرگول فاصله بگذارید؟» تمام روز استرس داشتم و به خود می پیچیدم. هیچ کدام از رفتارهایش را نمی فهمیدم. با هر کار من فریاد می زد . و من هر بار می کفتم: « حقته! » این روز لعنتی تمام نمی شد.  نه چیزی خوردم و نه کلمه ای حرف زدم .در پایان هم موقع خروج فریادی زد : « خاااانوم فلااااانی! من صندلی شما را صاف کردم.» برگشتم، عذر خواستم و دیدم صندلی من فقط کمی زاویه دار بود.

anthropology

انسان شناسی کاربردی؛ پیوند آکادمی و کار

انسان شناسی کاربردی؛ پیوند آکادمی و کار

انسان‌شناسی نوعی نگاه به دنیاست. انسان شناسان با تکنیک ها و مفاهیمی که می‌آموزند به دنیای واقعی می‌آیند و سعی می کنند پیوندی بین مفاهیمی که آموختند و تغییرات دنیای واقعی برقرار کنند و در شکل‌گیری آن سهیم باشند. انسانشناسی گرایش های متفاوتی داردو انسان شناسی کاربردی با تعهد و الزامی که به آموخته های آکادمیک خود دارد اما به تغییرلت دنیا و قواعد آن هم نزدیک است. انسان شناسی کسب و کار (Business Anthropology) مفهومی است که به استفاده از انسان‌شناسی در کسب و کار می‌پردازد. انسان‌شناسی کسب و کار می‌تواند در فرهنگ سازمانی و تولید کالاها و خدمات کمک کندو می تواند با استفاده از اتنوگرافی در طراحی محصولات جدید و یا ارائه خدمات و سرویس‌ها به مصرف‌کنندگان کمک کند و یا در تحلیل رفتار مصرف کننده و بازار، نشانه ها و داده هایی ارائه دهد. انسان شناسان در محیط کار نقش کلیدی دارند. آن‌ها می توانند در ارتباط با تجارت، مشتری، مدیر، کارمندان که هر کدام از گروه های قومیتی مختلف و تفاوت جنسیتی موثر واقع شوند. شرکت های مختلف همچون مایکروسافت، سامسونگ و اینتل از جمله شرکت‌هایی هستند که از انسان شناسی و انسان شناسان در کسب و کار خود بهره می‌برند.